سلام دوستان گلم:
من رضا هستم 23سالمه
مرسی که به وبم سر میزنید
دوستانی که با تبادل موافق هستند
خبرم کنند.....
.
.
.
.
میخوای در مورد من بیشتر بدونی؟؟؟؟؟؟؟؟
روی good lookingپایین هر پست کلیک کن.
ادامه...
[گل]
سلام به آقا رضای گل
ایشالله همیشه زنده باشید
و در کنار دوستات روزهای خوبی را سپری کنید
امیدوارم تو درسات هم موفق و موید باشید
ممنون که به وبلاگم سر زدید[گل]
دروغ بگو ؛ تا باورت کنند...
آب زیر کاه باش ؛ تا بهت اعتماد کنند...
خیانت هایشان را نبین ؛ تا آرام باشند ...
کذب بگو ؛ تا عاشقت شوند....
اگر ساده ای ؛ اگر راست گویی ؛ اگر باوفایی .... اگر با غیرتی ! اگر یک رنگی .... همیشه تنهایی
چگونه استـــ حال من…
با غمـــ ها می سازمــــ…
باکنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….
خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
فقط یک قبـــــــــــــــر…
در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ می خــــــــــــواهمـــــــــ
خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..
یکی که بهش اعتماد داری ..
بهت اعتماد داره ..
از دلتنگی هاش برات میگه ..
از دلتنگی هات براش میگی ..
آروم میشه ..
آروم میشی ..
حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ..
این حس مثل قطره های باران پاکه ..
❤امشب بغض های تنهایی من دوباره می شکند ☂
❤چشمانم بس که باریده تحمل نور مهتاب را هم ندارد☂
❤آخ که چقدر تنهایم... ☂
❤دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده ☂
❤و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته
❤روبروی آئینه نشسته ام... آیا این منم؟؟☂
❤شکسته... دلتنگ... تنها... ☂
❤تو با من چه کردی؟ ☂
❤شاید این آخرین زمزمه های دلتنگی ام باشد ☂
❤دیگر هیچ نخواهم گفت... ☂
بیش از اینها آه آری
بیش از اینها می توان خامش ماند
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ بر قالی
در خطی موهوم بر دیوار
می توان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند می بارد
کودکی با بادبادکهای رنگینش
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسوده ای میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترک میگوید
می توان بر جای باقی ماند
در کنار پرده ‚ اما کور ‚ اما کر
می توان فریاد زد
با صدایی سخت کاذب سخت بیگانه
دوست می دارم
می توان در بازوان چیره ی یک مرد
ماده ای زیبا و سالم بود
می توان دربستر یک مست ‚ یک دیوانه ‚ یک ولگرد
عصمت یک عشق را آلود
می توان با زیرکی تحقیر کرد
هر معمای شگفتی را
می توان به حل جدولی پرداخت
می توان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت
پاسخی بیهوده آری پنج یا شش حرف
می توان یک عمر زانو زد
با سری افکنده در پای ضریحی سرد
می توان در گور مجهولی خدا را دید
می توان با سکه ای نا چیز ایمان یافت
می توان در حجره های مسجدی پوسید
چون زیارتنامه خوانی پیر
می توان چون صفر در تفریق و در جمع و ضرب
حاصلی پیوسته یکسان داشت
می توان چشم ترا در پیله قهرش
دکمه بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت
می توان چون آب در گودال خود خشکید
می توان زیبایی یک لحظه را با شرم
مثل یک عکس سیاه مضحک فوری
در ته صندوق مخفی کرد
می توان در قاب خالی مانده یک روز
نقش یک محکوم یا مغلوب یا مصلوب را آویخت
می توان با صورتک ها رخنه دیوار را پوشاند
می توان با نقشهایی پوچ تر آمیخت
می توان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
می توان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لابلای تور و پولک خفت
می توان با هر فشار هرزه ی دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
آه من بسیار خوشبختم !
چ خوشتیپ
اها..دیدم اینم قشن بید....میخای یه کاری کن داش رضا،اسم وبتو بذارالبوم شخصی رضا...خخخ
شوخیدم،عکسات مشنگن...
مشکل اینجاست،
همیشه آدم های تنوع طلب
دست می گذارند رو آدمهای وفادار !
نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد، نه !
حرف هست
عشق هست
بغض هست
دلتنگی هست
درد هست
امـا ...
چه بگویم وقتی
نه در آرزوهایت حرفی از رویای با من بودن است
نه در روزهایت تلاش ِ داشتن ِ همیشگی ِ من .
آכَمـ وقتـی یهـ حسِ تکـرـار نشــُכنی رو بـا یکی تجربهـ میکـنهـ
כیگهـ اوלּ حـس رو با هیچکسِ כیگهـ اـی نـِمیتونهـ تـَجربهـ کـنهـ !
بـَعضی حِسا خــــاص و نــابــــ هستـَלּ
مثِـــــ بعضــی آכَمـا
آپم
میخای وبتوحذف کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگه بری دلم برات تنگ میشه
[گل]
سلام به آقا رضای گل
ایشالله همیشه زنده باشید
و در کنار دوستات روزهای خوبی را سپری کنید
امیدوارم تو درسات هم موفق و موید باشید
ممنون که به وبلاگم سر زدید[گل]
نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی
ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی
دروغ بگو ؛ تا باورت کنند...
آب زیر کاه باش ؛ تا بهت اعتماد کنند...
خیانت هایشان را نبین ؛ تا آرام باشند ...
کذب بگو ؛ تا عاشقت شوند....
اگر ساده ای ؛ اگر راست گویی ؛ اگر باوفایی .... اگر با غیرتی ! اگر یک رنگی .... همیشه تنهایی
آدم خوب قصه های من!! دلتنگت شده ام، حجمش را میخواهی؟؟؟ خدا را تصور کن…
باو خسته شدم هرچی کامنت میذارم میگه صحیح نمی باشد نمیدونم چن تا فرستادم
حالا هم ادرس نزاشتی
چگونه استـــ حال من…
با غمـــ ها می سازمــــ…
باکنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….
خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
فقط یک قبـــــــــــــــر…
در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ می خــــــــــــواهمـــــــــ
خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…
اپم
واااای من اینقد از قلیون بدم میاد که نگو...
خواهش میکنم داداشی
چــه روزگاریــه
بــَـچـِـه کــِـه بــوבیــمــ
دُختــَـر بـَـچـِـه ها عاشـِـق عـَـروسـَـکای خـُـوشگـِـل بودَלּ
پــِـسـَـر بـَـچـِـه ها عاشـِـق مـَـــرבای قــَـوی
بــُـزُرگـــ کـِه شـُـدیمــ ...
دُختــَـرا عـــاشق مـَـرבای قــَوی شـُבלּ
پــِـسـَـرا عاشـِـق عــَـروسـَـکـ ... !..]
شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
..ღ♥ღ
..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ
.......................ღ♥ღ
...........ღ♥ღ...ღ♥ღ
...........ღ♥ღ
...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ
...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ
....................................................ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..............................@@................ღ♥ღ
..............................@@...............ღ♥ღ
من چیزهایِ با ارزشی دارم …!
حنجره ای برایِ بغض…
چشمانی برایِ گر یہ…
لبهایی برایِ سکوت…
دستهایی برایِ خالی ماندن…
پاهایی برایِ نرفتن…
شبهایی بی ستاره…
پنجره ای بہ سویِ کوچہء بُن بست… و وجودی بی پاسخ ...
آپم گلم.خوشحال میشم بیای
راستی حال چرا همش عکس خودتو میزاری؟؟؟!!!!
خداییش عند اعتماد به نفسیا...!!!
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..
یکی که بهش اعتماد داری ..
بهت اعتماد داره ..
از دلتنگی هاش برات میگه ..
از دلتنگی هات براش میگی ..
آروم میشه ..
آروم میشی ..
حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ..
این حس مثل قطره های باران پاکه ..
سلاااااااااااااااااااااااااااام خوووووووووووووووووووووووووووووبی؟
باااااااااااااااابااااااااااااااااااااااااااااا پ تو کجااااااااااااااااااااااااااییی[تعجب][تعجب][تعجب]
بدووووووووووووووووووووووووو بیاااااااااااااااااااااااااا وبلاگم بدوووووووووووو دیگه [چشمک][چشمک]
باز داره منو نیگاه میکنه زوووووووووووووووووووود باش خوووووووو[بوسه][بوسه]
بچهـ ها فردا تولد دوستمهــ میاین الان تبریک بگین
میخوام خوشحالش کنم؟
بدووووو
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟”
و تو جواب میدی “خوبم!”
کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه:
“میدونم خوب نیستی…”
وب سایت ایمیل
درسش خوبه..اما خودش بد
چقدر پدال دوچرخه دونفره دوستیمون سفت شده ! حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده
یا شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی
سلام گلم
ممنون ازحضورت
بازم سربزن
سیگاریم کرد کسی که به قلیان کشیدنم هم گیر میداد...
سلام عزیزم منبرگشتم بدو بیا..
رضا جون درسته یک سال نبودم حالا چرا از تو لینکت حذفم کردی؟؟؟
این روزها خیلی دلم سیگار میخواهد...
قبل از اینکه بشه عشقم برگرد...
و چه زیبا گفت فروغ:
تنها صداست که میماند
و امان از شدای او ...
که ابدی شد در گوش من
سلام عزیزم خودمو پیدا کردم
نوشتم بر در و دیوار خانه ، که بعد از من بماند این نشانه
اگر گویند نویسنده کجا رفت ، بگوئید رفته از دست زمانه
بعضی وقتهــآ...
از شدت دلتنگیــــ ،
گریهــ کهــــ هیچ...!!!
دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛
هــآی هــــآی بمیــــری...!
ﺣﺎﻻ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺍﮔﻪ ﭘﺴﺮﺍﻱ ﺍﻣﺮﻭﺯی ﺑﺮﻥ
ﺟﻨﮓ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ؟!
ﺍﺳﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻭ ﺗﻴﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﮐﻦ !
ﺧﺴﺘﻢ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻓﻮ ﺑﻤﺐ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﮐﻦ !
ﻧﻬﻬﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ با خواهرش ازدواج کنم !
ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺸﺎﺑﺎﺭﻭ ﭘﺮ ﮐﻦ !
ﺍﻭﻭﻭ ﮐی ﻣﻴﺮﻩ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻫﻮ ﺗﻴﺮ ﺑﻴﺎﺭﻩ !
ﻣﻬﺪﯼ ﺗﻔﻨﮓ ﭘﺮ ﮐﻦ !
ﻣﮕﻪ ﻧﻤﻴﺒﻴﻨی ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﻣﻮ ﺗﻤﻴﺰ ﻣﻴﮑﻨﻢ !
ﻣﻤﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻳﻢ ﺧﻂ ﻣﻘﺪﻡ !
ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻣﻦ ﺿﺪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﮊﻝ ﻣﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﻴﺎﻡ
- -- - -- - -- - -- - -- -
نه عیزم من هم رکاب میزنم....خستم نشدم.....این شمایی ک بیمعرفتی..
گفت حالت را نمی پرسم . . . !
می دانم خوبی ،عکس هایت همه با لبخندند !!
و نمی دانست عکاس که می گوید سیب . . . من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند می زنم ..
داداشی من همیشه با اسم و آدرسم برات نظر گذاشتم.شاید اون محمدحسین(یکی از لینکیام) برات نظر گذاشته
آپپپپپپپپپم
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ .... ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗـــــــــﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﺴﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ،ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ
❤امشب بغض های تنهایی من دوباره می شکند ☂
❤چشمانم بس که باریده تحمل نور مهتاب را هم ندارد☂
❤آخ که چقدر تنهایم... ☂
❤دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده ☂
❤و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته
❤روبروی آئینه نشسته ام... آیا این منم؟؟☂
❤شکسته... دلتنگ... تنها... ☂
❤تو با من چه کردی؟ ☂
❤شاید این آخرین زمزمه های دلتنگی ام باشد ☂
❤دیگر هیچ نخواهم گفت... ☂
بیش از اینها آه آری
بیش از اینها می توان خامش ماند
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ بر قالی
در خطی موهوم بر دیوار
می توان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند می بارد
کودکی با بادبادکهای رنگینش
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسوده ای میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترک میگوید
می توان بر جای باقی ماند
در کنار پرده ‚ اما کور ‚ اما کر
می توان فریاد زد
با صدایی سخت کاذب سخت بیگانه
دوست می دارم
می توان در بازوان چیره ی یک مرد
ماده ای زیبا و سالم بود
می توان دربستر یک مست ‚ یک دیوانه ‚ یک ولگرد
عصمت یک عشق را آلود
می توان با زیرکی تحقیر کرد
هر معمای شگفتی را
می توان به حل جدولی پرداخت
می توان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت
پاسخی بیهوده آری پنج یا شش حرف
می توان یک عمر زانو زد
با سری افکنده در پای ضریحی سرد
می توان در گور مجهولی خدا را دید
می توان با سکه ای نا چیز ایمان یافت
می توان در حجره های مسجدی پوسید
چون زیارتنامه خوانی پیر
می توان چون صفر در تفریق و در جمع و ضرب
حاصلی پیوسته یکسان داشت
می توان چشم ترا در پیله قهرش
دکمه بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت
می توان چون آب در گودال خود خشکید
می توان زیبایی یک لحظه را با شرم
مثل یک عکس سیاه مضحک فوری
در ته صندوق مخفی کرد
می توان در قاب خالی مانده یک روز
نقش یک محکوم یا مغلوب یا مصلوب را آویخت
می توان با صورتک ها رخنه دیوار را پوشاند
می توان با نقشهایی پوچ تر آمیخت
می توان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
می توان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لابلای تور و پولک خفت
می توان با هر فشار هرزه ی دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت
آه من بسیار خوشبختم !
"فروغ فرحزاد"
متن بسسسسسسسسسسسسسیار زیبایی بود...
لااااااااااااااااااااااایک
سلام رضا جوون.خوبی؟
آقا من بخدا شرمنده ام...قصد بدی نداشتم که گفتم چرا همش عکسای خودته...شما خیلی ام خوش تیپی داداشم.
من هرگز کوچکتری جسارتی به کسی نمیکنم عزیزم...
چرا همه عکساتو حذف کردی؟؟؟؟؟
اگه از حرفم ناراحت شدین، من عذر میخوام.
راستی اگه با تبادل لینک موافق بودی بگو...خوشحال میشم.
دیگه سر نمیزنیا بهمون کجایی؟؟
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤ مهربون همیشگی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ من اپ کردم¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ گذری ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ نیم نگاهی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ نظری ¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤
منتظرتم فدات[چشمک]
مرسی شما خوب هستین؟
بهشت بهترین فریب برای
جهنم کردن دنیاست
وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .
در برابـــرش مسئولـــی . . .
در برابـــر اشکهایش . . .
شکستن غرورش . . .
لــحظه های شکستن در تنهایی . . . .
و اگر یـــادت بـــرود ! !
در جایـــی دیگر سرنوشــــت به یادت خواهـــد آورد . . . !!
شک
اشک ای واژه ی بی رحم
چراازچشام میریزی وقتی جز تارکردن چشمامم کاردیگه ای نمیکنی
جز خیس کردن گونه هام کاری نمیکنی
جز لرزیدن دستام ومنجمدکردن بدنم کاری نمیکنی
ولی اینبارازت میخوام
منوباخاطرات عشقم نابودم کنی
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی / تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی......موفق باشی رفیق